یک بعد دیگه علایق هست که انسان به وابستگی هاش دارهواز این فرصت شیطان استفاده می کنهمثلا کفش رو دم در مسجد در میاری و در نماز چون گوشه دلت به اون کفش بستس ،حواست رو در نماز پرت میکنه؛ این مثال ساده بود می تواند در مثال هایی دیگر جای کفش مثلا اشخاص و اموال و سایر علاقه ها رو قرار بدین.خباگر من بتونم در رضای قضای الهی تسلیم باشم و حب و بغض های من اقتضایی باشه به این معنا که رسیدم بهتر نرسیدم هم مهم نیست.اگر چه ما دیدمون در فضای دینی جبری نیست اما کسی که دیدش جبری است راحت تر می تونه با اتفاقات کنار بیاد، یعنی وقتی خداوند همه اتفاقات رو مکتوب کرده اما، اما خداوند متعال با این تعابیر می خواهد ما تسکین پیدا کنیم که به طرق مختلف مکرر می فرماید من میدانم چی میشهاونم برای اینه که خیلی به مکتسبات خوشحال نشیم و از دست رفته ها ناراحت نشیم.بحث روایی خیلی در روایات تحسین کرده اند که راضی به قضای الهی بودن :1- امام صادق علیه السلام (مضمونا) می فرمایند اگر بخوای بدونی چه موقع تو، مطیع ترین حالت را به خدای متعال داری؟ وقتی صبر و رضا داری.انگاری خدا در نزدش، مطیع ترین بندگانش، کسانی هستند که صبر و رضایت دارند.البته یه چیزی بگم: اگر تو راضی بشی به اتفاقات، خدا خیرت رو در اون قرار میده . اما نکتش اینه که وقتی این حالت برات پیش میاد، که درجاتی از ایمان رو طی کرده باشی.اما مومن خدا بدون که این نکته مهمیه که رضا داشتن بر اتفاقات سخت، به برکت برات ختم میشه.بازم یه روایت دیگری به دستمون رسیده که در اون نوشته از امام سجاد علیه السلام (مضمونا) خدا تقدیری نمی کند برای تو مگر خیر توست.مثل اینکه خدا دوست داره به بنده ایی که داره رو خودش کار میکنه یه ارامشی بده و بگه من هوات رو دارم اگه تو به من تکیه کنی.2
برچسب:
نویسنده: النا کاظمی
تاريخ: شنبه
14 مرداد
1402 ساعت: 19:11